با درمان…
مردم شلوغند! باری به هر جهت و سرگشته در حال حرکت یا فکر هستند. اغلب هم این حرکات ترس محور و به نوعی و شکلی از مکانیزمهای دفاعی هستند. به ندرت بتوانیم رفتار یا فکری را مشاهده کنیم که از روی ترس و عکسالعملی نسبت به حداقل یک محرک اضطراب زا نباشد. در واقع اکثر مردم شاید چیزی فراتر از کلکسیونی از مکانیزمهای دفاعی نباشند که در طی سالها به آن مشغول هستند و اسمش را میگذارند زندگی!
با درمان، آنها بیکارتر میشوند! دیگر از روی ترس به اصطلاح زندگی و حرکت نمیکنند. مرتب در حال فرار، سرگشته و مشغول بدون حضور ذهنی در صحنههای زندگی ظاهر نمیشوند. دلایل اضطراب آور که آنها را به حرکت وا داشته و آنها را مشغول نگه میداشت بنظر حل و رفع شدهاند. البته این وضعیت آنها را به اشتباه میاندازد که شاید به علت کم تحرکی افسرده باشند، ولی یک ارزیابی ساده از علائم افسردگی این تشخیص را رد میکند. این میتواند آغاز حرکتی کنشی در مسیری ناب و شوق محور باشد.
تحلیلگر
دکتر علیرضا عابدین

