دلیل جرم شناختی – روان شناختی بزهکاری در پرتو نظریه شخصیت مجرمانه با تاکید بر سه پرونده جنایی

هدف نویسنده مقاله در این نوشتار تحلیل جرم شناختی – روان شناختی پدیده مجرمانه در پرتو نظریه شخصیت مجرمانه ژان پیناتل با تاکید بر سه پرونده جنایی سالهای اخیر ایران ) خفاش شب تهران ، بیجه پاکدشت و عنکبوت اصفهان میباشد.

روش در این نوشتار مباحث به روش توصیفی – تحلیلی نظریه شخصیت مجرمانه و مصاحبه های صورت گرفته با مرتکبین جنایات فوق مطرح خواهند شد.

بحث بزهکاری یا «پدیده مجرمانه» عارضه ای است که بنیان جامعه بشری را در مقاطع مختلف تاریخ تهدید کرده و سلامت و امنیت اجتماعی را که زیربنای سعادت و کامیابی اجتماعی است مخدوش نموده است. از نظر اجتماعی جرم عبارتست از هر فعل یا ترک فعلی که خلاف هنجارها و ارزشهای اجتماعی باشد بدین سان می‌توان گفت با ارتکاب جرم، خصوصیت ضد اجتماعی در رفتار فرد تجلی مییابد این سؤال که چرا فقط عده ای مرتکب جرم میشوند ولی خیلی ها با وجود فشار زندگی یا عوامل مؤثر و مساعد دست به جرم و بزهکاری نمی‌زنند همچنان پاسخ قطعی ای ندارد. گذشت زمان و تنوع علوم مختلف همچون پزشکی، روان شناسی، جرم شناسی، جامعه شناسی و امثالهم و ارائه تئوریهای جدید و تکمیل تحقیقات ثابت کرد برخلاف تصور عامه، بزهکاری پدیده ای ساده نیست که زاده تنها یک عامل باشد بلکه پدیده ای مرکب است. به این معنا که عوامل متعددی (اعم از عوامل درونی و بیرونی) در بروز و تحقق آن دخالت دارد که با شناسایی آنها میتوان عوامل بزه زا را در هر مورد مشخص کرد به این سان ، حکومت ها همواره در تلاش برای تحلیل بزهکاری با هدف کاهش نرخ ارتکاب جرم در جامعه بوده اند. در این راستا از جنبه های گوناگون به تحلیل پدیده مجرمانه پرداخته شده است. از یک منظر ریشه عمده رفتارهای جنایی، در محیط اجتماعی افراد دوانیده شده است و از سویی برخی جرم شناسان ریشه بزهکاری را در شخصیت مرتکبین جستجو مینمایند. چالش میان طرفداران محیط اجتماعی و بزهکاری را در شخصیت مرتکبین جستجو می‌نمایند. چالش میان طرفداران محیط اجتماعی و شخصیت مرتکبین به عنوام عوامل اصلی تکوین پدیده مجرمانه همچنان ادامه دارد. توجه به گذشته دور یا نزدیک مرتکبین نبایستی توجه مطالعاتی پژوهشگر را از محیط و بستر رشد بزهکاران مصمم می نماید.

نتیجه: روانپزشکی سنگ اول جرم شناسی علمی است و وقوع بسیاری از جنایات را بدون اطلاع از علم روانپزشکی نمیتوان توجیه کرد. لذا به نظر میرسد صرف نظر از وظیفه آرام نگه داشتن افکار عمومی جامعه ایرانی – که نسبت به جرایم اخلاقی به عنف و تبعات جبران ناپذیر عاطفی و روحی و روانی آن بسیار حساس بوده و برچسبهای گاها اجتماعی ای که برای بزه دیدگان اینگونه جرایم به دنبال دارد فرآیند دادرسی را تحت تأثیر قرار می دهد اما در مواردی همچون بیجه پاکدشت یا خفاش شب که در سالیان اخیر نمونه های آن در حال رشد است نبایست تا صرفاً با اعدام مجرمین در ملأعام و یا پرداخت دیه به خانواده قربانیان به طور مقطعی از زیر بار انتقادها رهایی .جست چراکه بستر اجتماعی ،نامناسب نظام آموزشی نامناسب، نظام زندان ناکارآمد، فقر و عدم ساز و کار آشتی مجدد فرد آزاد شده با جامعه و از این قبیل که در این نوشتار به تفصیل بیان گردد همگی ، فضا را برای انسانهایی که در این بستر ( بستر بیجه پرور) رشد می نمایند مهیا میکند تا به عنوان تکمیل کننده نارساییهای جسمی و عقلی برخی افراد را تبدیل به جانیان تاریخ کیفری ایران مینماید لذا آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد این است که آسیبهای اجتماعی می بایست مهار شود آسیبهایی که خود موجب اختلال شخصیت شده و از بزه بزهکار میسازد در این راستا به عنوان نمونه مراقبتهای اجرایی ویژه از کودکانی که در معرض وقوع جرایم جنسی قرار دارند از طرف جامعه و نهاد خانواده باید جزو برنامه های پیشگیرانه قرار گیرد. همان طوری که شناسایی و روان درمانی شخصیتهای ضد اجتماعی و حداقل کنترل آنها به علت صعوبت درمان از ضروریات است به بیان دیگر ریشه های اولیه تولید بیجه و امثال وی در سطح جامعه فقر اقتصادی و جهل فرهنگی است. اگر برنامه ریزی منظم و مؤثری برای حقوق بنیادین بشر و آرمانهای قانون اساسی وجود داشته باشد یعنی افراد در کودکی از حقوق خاص سنی و در ایام بیکاری از حقوق بیکاری و در میانسالی و دوران بازنشستگی از آینده مطمئنی برخوردار باشند میتوان انتظار داشت خط تولید بیجه و امثال آن متوقف شود و اگر دستگاه های فرهنگی چون صدا و سیما روش تعلیم و تربیت خود را عوض کنند و به جای موعظه و نصیحت مستقیم و صرف به روشهای غیر مستقیم بازپروری و باز تربیتی شهروندان با معیارهای علمی و عینی بپردازند با احتمال زیاد میتوان گفت جامعه ایرانی مواجه با فجایعی همچون خفاش شب یا بیجه نخواهد بود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
پیمایش به بالا